ترجمه "vissen" به فارسی

ماهی, ماهیگیری, برج حوت بهترین ترجمه های "vissen" به فارسی هستند.

vissen verb noun دستور زبان

proberen te vangen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهی

    noun

    ماهی

    Vries de vis en het vlees in alstublieft.

    خواهش می کنم، این ماهی و گوشت را فریز کنید.

  • ماهیگیری

    verb neuter

    Ik ging dikwijls vissen in mijn schooltijd.

    در زمان مدرسهام اغلب به ماهیگیری میرفتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vissen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vissen proper masculine دستور زبان

Één van de twaalf sterrenbeelden van de zodiac. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • برج حوت

    proper

    Net als vele rationalisten heb ik Vissen als sterrenbeeld.

    مثل خیلی دیگه از عقل گرایان، من برج حوت هستم.

  • ماهی

    proper

    Vries de vis en het vlees in alstublieft.

    خواهش می کنم، این ماهی و گوشت را فریز کنید.

تصاویر با "vissen"

عباراتی شبیه به "vissen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vissen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه