ترجمه "vochtig" به فارسی
تر, خیس, نمناک بهترین ترجمه های "vochtig" به فارسی هستند.
vochtig
adjective
دستور زبان
Met veel vloeistof of vochtigheid. [..]
-
تر
adjectiveHeeft iemand een vochtig doekje?
کسی یه دستمال تر داره ؟
-
خیس
adjectiveDat verhaal heeft de ogen van veel meisjes vast vochtig gemaakt.
این داستان احتمالا چشمای خیلی از دخترای جوونو خیس کرده
-
نمناک
adjectiveEn laat ze vochtige bezems gebruiken.
.. و مطمئن شو با جاروي نمناک جارو کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vochtig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vochtig"
عباراتی شبیه به "vochtig" با ترجمه به فارسی
-
اقلیم قارهای مرطوب
-
اقلیم نیمهگرمسیری مرطوب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن