ترجمه "voetpad" به فارسی

پیاده راه, پیادهرو بهترین ترجمه های "voetpad" به فارسی هستند.

voetpad noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاده راه

  • پیادهرو

    noun

    Ook hebben we projectontwikkelaars heel lang niet verplicht om voetpaden aan te leggen.

    ما همچنین شهرسازان را برای مدتهای بسیار طولانی به ساختن پیادهرو ها در بخشهای توسعه یافته جدید ملزم نکرده بودیم .

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voetpad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "voetpad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه