ترجمه "voldoende" به فارسی
کافی, قانع کردن, بسنده بهترین ترجمه های "voldoende" به فارسی هستند.
voldoende
particle
toereikend, genoeg [..]
-
کافی
adjective adverbZijn kennis van aardrijkskunde is niet voldoende.
دانش جغرافیای او کافی نیست.
-
قانع کردن
verb -
بسنده
adjectiveWas één voldoende geweest, dan zouden er niet meer geweest zijn.
چنانچه یک گل بسنده میبود، گلهای دیگری وجود نمیداشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " voldoende " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Voldoende
-
آماره بسنده
statistiek
عباراتی شبیه به "voldoende" با ترجمه به فارسی
-
لازم و کافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن