ترجمه "vorm" به فارسی

شکل, صورت, قالب بهترین ترجمه های "vorm" به فارسی هستند.

vorm noun verb masculine دستور زبان

De vorm of zichtbare structuur van een ding of persoon. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکل

    noun

    fysiek

    Maar het ontwerp ging nooit over de vorm.

    اما در هر مورد، من شکل را طراحی نکردم.

  • صورت

    noun

    Een herhaling van de hoofdpunten wordt vaak bereikt door een bepaalde vorm van samenvatting.

    غالباً، تکرار نکات اصلی با نوعی خلاصه کردن صورت میگیرد.

  • قالب

    noun masculine

    Het bevriest voordat het zich vormt, weet je.

    قبل از رسيدن به قالب ، سفت خواهد شد.

  • ترجمه های کمتر

    • دیسه
    • شكل گرفتن
    • فرم
    • کالب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vorm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vorm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vorm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه