ترجمه "vrede" به فارسی
صلح, آشتی, آرامش بهترین ترجمه های "vrede" به فارسی هستند.
vrede
noun
feminine
دستور زبان
het ontbreken van oorlog [..]
-
صلح
nounDe vrede kwam terug na drie jaar oorlog.
پس از سه سال جنگ صلح برقرار شد.
-
آشتی
nounhet ontbreken van oorlog
Rukia vroeg kalm haar broer te spreken en legde uit dat zij vrede met hem wilde sluiten.
روکیا جواب داد که آمده است با برادرش صحبت و آشتی کند.
-
آرامش
noun feminineHij heeft pas vrede als jij dat hebt.
تا وقتي که اين کار رو نکني ذهنت به آرامش نميرسه.
-
solh
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vrede " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "vrede"
عباراتی شبیه به "vrede" با ترجمه به فارسی
-
میدان تیانآنمن
-
آرامش
-
معاهده ورسای
-
جایزه صلح نوبل
-
جایزه صلح نوبل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن