ترجمه "vreemde" به فارسی

غریبه, اجنبی, عجیب بهترین ترجمه های "vreemde" به فارسی هستند.

vreemde noun adjective masculine دستور زبان

iemand die niet bekend is [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • غریبه

    noun

    Twee ontmoetingen zijn genoeg voor iemand om een vreemde te zien.

    وقتی دوبار با یه نفر برخورد داشته باشی ، دیگه غریبه محسوب نمیشی.

  • اجنبی

    noun masculine

    Spreuken 2:16, 17 beschrijft een „vreemde vrouw” als iemand „die zelfs het verbond van haar God heeft vergeten”.

    امثال ۲:۱۶، ۱۷ کسی را که «عهد خدای خویش را فراموش نموده است،» «زن اجنبی» میخواند.

  • عجیب

    adjective

    Dit verklaart een aantal op het oog vreemde gedragingen.

    این برخی از رفتارهای عجیب و غریب آنها را توضیح میدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vreemde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "vreemde" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vreemde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه