ترجمه "vriend" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "vriend" به فارسی هستند.
vriend
noun
masculine
دستور زبان
een persoon waarmee je een speciale persoonlijke band hebt [..]
-
دوست
nounGeen enkele weg is lang, met een goede vriend als metgezel.
هیچ راهی با یک دوست خوب به عنوان همراه طولانی نیست.
-
رفیق
nounIk probeer m'n vrouw te zien die'n baby krijgt, vriend!
دارم سعی می کنم زایمان زنم رو نگاه می کنم ، رفیق.
-
یار
noun masculineMijn eigen trouwe vriend die samenzweert met Margaret Stanley.
یار وفادارم که یه تنه جلوی شورش " مارگارت " رو گرفت
-
ترجمه های کمتر
- dust
- دوستپسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vriend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن