ترجمه "vrij" به فارسی
آزاد, رها بهترین ترجمه های "vrij" به فارسی هستند.
vrij
adjective
verb
adverb
دستور زبان
ongebonden, niet in beweging beperkt [..]
-
آزاد
adjectiveTwee stoelen waren vrij.
دو صندلی آزاد بود.
-
رها
adjectiveOnder het Koninkrijk zullen mensen vrij zijn van het verdriet dat deze wereld kenmerkt.
تحت پادشاهی خدا از تمام مشکلات این دنیا منجمله درد و رنج رها خواهیم شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vrij " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "vrij" با ترجمه به فارسی
-
علوم مقدماتی
-
آشتی · صلح
-
بدون
-
جفت الکترون غیر پیوندی
-
آزادی بیان
-
پروانهٔ نرمافزار آزاد
-
برمن
-
نرمافزار آزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن