ترجمه "wang" به فارسی
گونه, لپ, بک بهترین ترجمه های "wang" به فارسی هستند.
wang
noun
feminine
دستور زبان
Een van de lichtjes afgeronde delen van het gelaat, onder de ogen. [..]
-
گونه
nounanatomie [..]
Je was echt een gentleman. Je gaf haar een kus op de wang.
مثل يه نجيب زاده فقط گونه اش رو بوسيدي.
-
لپ
noun feminineDe zachte huid aan weerskanten van het gezicht, tussen de ogen en de kin, het buitenoppervlak van de zijden van de mondholte.
En niet alleen op de wang, maar op de mond.
و نه فقط روی لپ ، بلکه روی لب.
-
بک
noun feminine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wang
Wang (rivier in Thailand)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Wang" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wang در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wang"
عباراتی شبیه به "wang" با ترجمه به فارسی
-
وانگ ژیچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن