ترجمه "wapen" به فارسی

سلاح, نشان, نشان خانوادگی بهترین ترجمه های "wapen" به فارسی هستند.

wapen noun verb neuter دستور زبان

Een instrument voor aanval of verdediging in de strijd, zoals een vuurwapen, raket, of zwaard. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سلاح

    noun

    Maar de wapen knoppen zitten nog steeds op dezelfde plaats.

    ولی ماشه ی سلاح ها سر جای همیشگی شون هست.

  • نشان

    noun neuter

    Draag je penning en wapen over aan mij.

    بايد ازَتون بخوام كه نشان و تفنگِتونُ بديد.

  • نشان خانوادگی

  • ترجمه های کمتر

    • جنگ افزار
    • سِلاح
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wapen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "wapen"

عباراتی شبیه به "wapen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wapen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه