ترجمه "wassen" به فارسی
شستن, shostan, تمیز کردن بهترین ترجمه های "wassen" به فارسی هستند.
wassen
adjective
verb
دستور زبان
iets schoonmaken [..]
-
شستن
verbVuil en rommel verwijderen van een object met water (meestal met zeep).
Wat het ook is, het zal me niet helpen met de was, of wel?
هرچي که هست به من تو شستن اين لباسها کمک نمي کنه.
-
shostan
verb -
تمیز کردن
verbOok moesten we alle was zien kwijt te raken,
قدم بعدی تمیز کردن قطرات شمع روی کتاب بود
-
ترجمه های کمتر
- رستن
- رشد کردن
- وخشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wassen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wassen" با ترجمه به فارسی
-
رخت · رختشویی · لباسشوءی · موم · واکس
-
روزی از روزها · روزی روزگاری · یکی بود یکی نبود
-
ای کاش · کاش · کاشکی
-
همین · همین بود
-
قالبگیری محیطی
-
خوشمزه بود
-
خوشمزه بود
اضافه کردن مثال
اضافه کردن