ترجمه "water" به فارسی
آب, åb, اب بهترین ترجمه های "water" به فارسی هستند.
water
noun
verb
neuter
دستور زبان
Significante hoeveelheid water die op Aarde of een andere planeet aanwezig is. [..]
-
آب
nounترکیب شیمیایی (از عناصر اکسیژن و هیدروژن) [..]
Japan is aan alle kanten omgeven door water.
ژاپن از هر طرف توسط آب احاطه شده است.
-
åb
noun neuter -
اب
noun neuterThuis stond ik telkens weer perplex van het water uit de kraan.
هربار که شیر اب را باز میکردم، هیجان زده میشدم.
-
ترجمه های کمتر
- او
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " water " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "water"
عباراتی شبیه به "water" با ترجمه به فارسی
-
ویژگیهای آب
-
آب میخواهم
-
آب اکسیژنه · آب سنگین · هیدروژن پراکسید
-
شاشیدن
-
آب خاکستری
-
آب سخت
-
آب لبشور
-
آب تریتیومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن