ترجمه "weg" به فارسی
جاده, راه, khiåbån بهترین ترجمه های "weg" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: De twee wegen kruisen daar. ↔ دو جاده از آنجا عبور می کند.
weg
noun
adverb
masculine
دستور زبان
een smalle strook grond voor het verkeer [..]
-
جاده
nounDe twee wegen kruisen daar.
دو جاده از آنجا عبور می کند.
-
راه
nounstuk land ingedeeld voor transport
Ik zal u de weg tonen.
من آن راه را به شما نشان خواهم داد.
-
khiåbån
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- råh
- دور
- صراط
- غایب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weg" با ترجمه به فارسی
-
دستور اخراج
-
بزرگراه
-
جاده اختصاصی
-
من گم شدم
-
راه شاهی
-
بنبست
-
بدون مقدمه
-
فرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "weg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Convoy'sa verleidelijk doelwit, met name op de openbare weg.
گروه يه هدف وسوسه انگيز ميشه ، مخصوصن توي يه جاده ي باز
Ga niet weg mensen!
از پاي گيرنده هاتون دور نشيد
Een volgende keer lukt het me om hier weg te komen.
یکی از این دفعات دیگه واقعاً میرم.
We moeten hier weg.
حالا ديگه بايد از اينجا بريم...
Waar we, God weet het, de laatste tijd in onze overmoed van lijken weg te drijven.
اگرچه، خدا مى داند، كه اين اواخر، به علت گستاخى بنظر مى رسد كه از مسير رساننده اين پيغام دور شده ايم.