ترجمه "weken" به فارسی
لاغري, هفته بهترین ترجمه های "weken" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Het examen dat hij vorige week afgelegd heeft was uiterst moeilijk. ↔ امتحانی که او در هفته گذشته داشت، خیلی مشکل بود.
weken
verb
noun
دستور زبان
door langdurig in een vloeistof te leggen zacht, plooibaar of beter wasbaar maken of worden
-
لاغري
-
هفته
nounHet examen dat hij vorige week afgelegd heeft was uiterst moeilijk.
امتحانی که او در هفته گذشته داشت، خیلی مشکل بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " weken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "weken" با ترجمه به فارسی
-
هفته
-
محله · ناحيه
-
محله
-
هفته مقدس
-
محله · ناحيه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "weken" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Het was een hectische week op mijn werk.
هفته ي کاري شلوغي بوده.
Het is nog geen week oud.
عمرش از يه هفته بيشتر نيست
Wat ik nodig heb is twee weken in West-Indië.
دو هفته تعطيلات توي " وست انديز " ميخوام
Ze is al drie weken kandidaat overste op spoed.
توي سه هفته ي اخير به عنوان پزشک ارشد توي اورژانس داشت کار ميکرد.
Het salaris:15 sestertiën per week.
برای کار کردن هر هفته 15 سکه می گیرن