ترجمه "werk" به فارسی
کار, اثر, شغل بهترین ترجمه های "werk" به فارسی هستند.
werk
noun
verb
neuter
دستور زبان
Het werk of de aanstelling waarbinnen iemand werkzaam is. [..]
-
کار
nounTom, die de hele dag gewerkt had, wilde gaan rusten.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
اثر
noun neuterintellectueel of creatief werk in de kunst, literatuur, muziek en schilderijen [..]
Esperanto is een ideale taal om er alle waardevolle werken in te vertalen, zowel literaire als wetenschappelijke.
اسپرانتو زیان ایدهآلی است برای اینکه همهی آثار باارزش چه علمی و چه ادبی به آن ترجمه شوند.
-
شغل
noun neuterWe verschaften er hier heel wat vrouwen werk mee.
چون ما برای تمام زنان محله ایجاد شغل کرده بودیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "werk" با ترجمه به فارسی
-
مددکاری اجتماعی
-
رده:آثار از بین رفته
-
ناشناس
-
اثر ادبی
-
کار واقعی
-
الف (سرزمین میانی)
-
دیداریشنیداری
-
اثر خلاقانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن