ترجمه "werktuig" به فارسی
ابزار, اسباب بهترین ترجمه های "werktuig" به فارسی هستند.
werktuig
noun
neuter
دستور زبان
een stuk gereedschap om een taak eenvoudiger en/of lichter te maken
-
ابزار
noun neuterHet omgaan met werktuigen is dus primitief beschaafd gedrag.
بنابراین میتونیم این رفتارهای ابزار محور را به عنوان یک فرهنگ بدوی توضیح بدیم.
-
اسباب
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " werktuig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن