ترجمه "wig" به فارسی
گوه, گوه بهترین ترجمه های "wig" به فارسی هستند.
wig
noun
feminine
دستور زبان
een metalen of houten voorwerp in de vorm van een driehoekig blok met een scherpe hoek van 5 to 20 graden
-
گوه
gereedschap
met behulp van wig- en pen-constructies.
از اتصالات ميخ و گوه استفاده مىكند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Wig
-
گوه
ruimtelijk figuur
met behulp van wig- en pen-constructies.
از اتصالات ميخ و گوه استفاده مىكند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن