ترجمه "wijzen" به فارسی
نقطه ترجمه "wijzen" به فارسی است.
wijzen
verb
noun
دستور زبان
-
نقطه
nounAls de gevangene naar de schets kan wijzen.
زندانی لطفا نقطه طرحتو رو نقشه نشون بده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wijzen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wijzen" با ترجمه به فارسی
-
یتی · یتیم
-
خردمند · دانا · زنیر · عمیق · هنازرف · وجه دستوری
-
آرایهٔ ادبی
-
وجه شرطی
-
التزامی
-
آدمی · انسان · خاکزاد
-
گزارشی
-
مخلوق انتزاعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن