ترجمه "wild" به فارسی
وحشی, سبع بهترین ترجمه های "wild" به فارسی هستند.
wild
adjective
noun
neuter
دستور زبان
onbeschaafd, bruusk [..]
-
وحشی
adjectiveMijn hobby is wilde bloemen schilderen.
سرگزمی مورد علاقه من کشیدن گل های وحشی است.
-
سبع
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wild " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wild" با ترجمه به فارسی
-
گراز
-
بومادران عطسهآور
-
کیم وایلد
-
نعناع گربهای
-
قوی فریادکش
-
گربه دشتی
-
کاسنی دشتی
-
بیلی وایلدر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن