ترجمه "wit" به فارسی
سِفيد, سفید, سپید بهترین ترجمه های "wit" به فارسی هستند.
wit
adjective
noun
verb
neuter
دستور زبان
kleur [..]
-
سِفيد
kleur [..]
-
سفید
nounkleur (of niet) [..]
Haar huid is wit, zo wit als sneeuw.
پوستش مثل برف سفید است.
-
سپید
nounLicht en kleurloos; in gelijke hoeveelheden en frequenties zichtbaar licht reflecterend.
Ja, en ik zag dat de vrucht daarvan wit was en alle bwitheid die ik ooit had gezien, overtrof.
آری، و من دیدم که میوۀ آن سپید بود، افزونتر از هر سپیدی که من تا بحال دیده بودم.
-
ترجمه های کمتر
- sefid
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wit"
عباراتی شبیه به "wit" با ترجمه به فارسی
-
کاخ سفید
-
کوسه بزرگ سفید
-
کرگدن سفید
-
کاخ سفید
-
انگورفرنگی سفید
-
طوطیکاکلی سفید
-
ترتیزک · شاهی
-
دایکون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن