ترجمه "worden" به فارسی
شدن, شُدَن, شَو بهترین ترجمه های "worden" به فارسی هستند.
worden
verb
دستور زبان
Passieve vorm gebruiken. (Aangeven dat het onderwerp de rol van het lijdend voorwerp invult). [..]
-
شدن
verbDit was de verwoesting van mijn droom om kunstenaar te worden.
از بين رفتن رويايم براى هنرمند شدن بود.
-
شُدَن
Er waren mensen dubbel geteld. Er zijn een paar doden gevallen en er worden mensen vermist.
يه سري اشتباه توي شمارش شده بود يه سري هم زخم هاي کُشنده و يه سري ديگه هم در طول حمله قبلي گُم شُدَن
-
شَو
-
ترجمه های کمتر
- است
- بودن
- به دنیا آمدن
- سرما خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " worden " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "worden"
عباراتی شبیه به "worden" با ترجمه به فارسی
-
قهوهای شدن
-
حق فراموششدن
-
پیوستن
-
سالاد واژه
-
دادن
-
به دنیا آمدن
-
مایکروسافت ورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن