ترجمه "zaailing" به فارسی
جوانه, خوید, نهال بهترین ترجمه های "zaailing" به فارسی هستند.
zaailing
noun
masculine
دستور زبان
-
جوانه
Zoals Paulus aantoonde, sterft een in de grond gezaaide zaadkorrel in feite aangezien hij verandert om een zaailing te worden.
پولس نشان داد که دانه برای آنکه به جوانه مبدل شود باید در خاک بمیرد.
-
خوید
noun -
نهال
nounEn die twee stoffen verhoogden de weerstand van de zaailingen voor toekomstige uitdagingen.
و این دو ترکیب مقاومت آن نهالها را در مقابل فشارهای پیش رو افزایش داده است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zaailing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن