ترجمه "zalf" به فارسی
پماد, کرم بهترین ترجمه های "zalf" به فارسی هستند.
zalf
noun
verb
feminine
دستور زبان
Een halfvast preparaat bedoeld voor uitwendig gebruik op de huid of slijmvlezen.
-
پماد
Vervolgens klom de oudste op het aanrecht, deed een kastje open en vond een nieuwe tube medicinale zalf.
برادر بزرگتر بالای پیشخان آشپزخانه رفته، کابینتی را باز کرد، و یک لولۀ جدید از پماد پیدا کرد.
-
کرم
noun feminineWil je soms'n topische steroïde uit mijn lotion en zalf collectie?
ميخواي بهت از مجموعه لوسيون ها و کرم هام يه استروئيد موضعي بدم ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zalf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن