ترجمه "zicht" به فارسی

دید, بینش, بینایی بهترین ترجمه های "zicht" به فارسی هستند.

zicht noun feminine neuter دستور زبان

wat gezien kan worden [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دید

    noun

    Zijn zicht gaat achteruit.

    قدرت دید او کم می شود.

  • بینش

    noun

    Het zintuig of de mogelijkheid van het zien.

  • بینایی

    noun

    Het gehoor en het gezicht spelen beide een belangrijke rol bij het leren.

    قوّهٔ شنوایی و بینایی انسان نقشی مهم در یادگیری ایفا میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • داس
    • منظره
    • منگال
    • ديد
    • ویو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zicht " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "zicht" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zicht" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه