ترجمه "ziek" به فارسی

بیمار, مريض, خسته بهترین ترجمه های "ziek" به فارسی هستند.

ziek adjective adverb دستور زبان

lichamelijke toestand [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective

    In slechte gezondheid. [..]

    Zijn ziekte is het gevolg van slecht weer.

    بیمار شدن او در اثر هوای بد بود.

  • مريض

    adjective

    In slechte gezondheid. [..]

    Ik hoorde dat vrouwe Morgana zeer ziek was.

    شنيدم که بانو مورگانا به شدت مريض هستن.

  • خسته

    adjective

    Ik ben ziek van dit kat en muis spelletje.

    از اين بازي موش و گربه خسته شدم.

  • ترجمه های کمتر

    • بیمار مريض
    • مریض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ziek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ziek"

عباراتی شبیه به "ziek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ziek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه