ترجمه "zilver" به فارسی

نقره, سيمگون, سیم بهترین ترجمه های "zilver" به فارسی هستند.

zilver noun neuter دستور زبان

Zeer geleidend schitterend grijswit element met meer elektrische en warmtegeleiding geleiding dan elk ander metaal. Het komt afzonderlijk en in argentiet en andere goudachtigen voor: in gebruik voor juwelen, tafelwaar, munten, elektrische contacten en in elektronica. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقره

    noun

    از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها [..]

    We dienen „de kennis van God” te bezien als „zilver” en als „verborgen schatten”.

    آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.

  • سيمگون

    noun
  • سیم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نقره ای
    • نقره فام
    • سيم
    • نقرهای
    • نقرهفام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " zilver " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Zilver
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقره

    noun

    We dienen „de kennis van God” te bezien als „zilver” en als „verborgen schatten”.

    آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.

تصاویر با "zilver"

عباراتی شبیه به "zilver" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "zilver" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه