ترجمه "zoeken" به فارسی
جستجو, جستجو کردن, جستن بهترین ترجمه های "zoeken" به فارسی هستند.
zoeken
verb
دستور زبان
proberen te vinden [..]
-
جستجو
nounWie zoekt, zal vinden.
کسی که جستجو کند، می یابد.
-
جستجو کردن
verbIk heb ver gezocht maar nooit de moeite genomen om dichtbij te zoeken.
میدونید من در همه جا جستجو کردم اما هیچ وقت به خودم زحمت ندادم که دوروبرمو نگاه کنم.
-
جستن
verbOnze toevlucht zoeken bij de naam van God betekent veeleer dat wij op Jehovah zelf vertrouwen (Psalm 20:1; 122:4).
بلکه پناه جستن به نام خدا به این معناست که ما به یَهُوَه اعتماد و توکل کنیم.
-
کاوش کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zoeken " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Zoeken
-
جستجو
nounZoek en gij zult vinden.
جستجو کنید، م پیدا خواهید کرد.
عباراتی شبیه به "zoeken" با ترجمه به فارسی
-
جستجوی خطی
-
جستجوی زبان طبیعی
-
جستجوی سریع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن