ترجمه "zonlicht" به فارسی
تابش آفتاب, نور سفید بهترین ترجمه های "zonlicht" به فارسی هستند.
zonlicht
noun
neuter
دستور زبان
Het directe licht van de zon.
-
تابش آفتاب
nounHet directe licht van de zon.
We verkoelen ze met briezen. We verwarmen ze met zonlicht.
با نسیم آنها را خنک ميکنیم.با تابش آفتاب آنها را گرم نگه ميداريم.
-
نور سفید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zonlicht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن