ترجمه "zorg" به فارسی
محافظت کردن, نگراني بهترین ترجمه های "zorg" به فارسی هستند.
zorg
noun
verb
feminine
دستور زبان
behoedzame overweging [..]
-
محافظت کردن
nounJehovah heeft in elk opzicht teder voor zijn volk, Israël, gezorgd.
یَهُوَه از هر لحاظ با دلسوزی از قومش، اسرائیل، محافظت کرد.
-
نگراني
nounEen hevig gevoel van onrust.
Haar welzijn is een zorg voor dit land en zal dat altijd zijn.
نگراني اون به اين کشور ـه ربط داره و هميشه همين طور خواهد بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zorg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zorg" با ترجمه به فارسی
-
مراقبتهای ویژه پزشکی
-
تامين كردن
-
مراقبت تسکینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن