ترجمه "zwak" به فارسی
sost, ضعف, ضعیف بهترین ترجمه های "zwak" به فارسی هستند.
zwak
adjective
noun
neuter
دستور زبان
Kracht of vaardigheid tekortkomend. [..]
-
sost
adjective -
ضعف
nounEen hevige preferentie of neiging tot iets hebben.
Die nacht op school, ik voelde me zeer zwak.
اون شب تو مدرسه ، من احساس ضعف شديدي ميکردم.
-
ضعیف
adjectiveHoewel hij zwak was als zuigeling, is hij nu heel sterk.
هرچند در دوران نوزادی ضعیف بود، الآن بسیار قوی است.
-
نزار
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zwak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zwak" با ترجمه به فارسی
-
آسیبپذیری
-
نیروی هستهای ضعیف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن