ترجمه "zwarte" به فارسی
سياه, ددهسیاه, سیاهپوست بهترین ترجمه های "zwarte" به فارسی هستند.
zwarte
noun
adjective
masculine
دستور زبان
Een persoon met donkere huid die uit Afrika komt (of wiens voorouders uit Afrika komen).
-
سياه
nounEr komt wel veel zwarte rook uit m'n schoorsteen.
دود سياه زيادي داره از دودکش خونه ام مياد بيرون.
-
ددهسیاه
noun feminine -
سیاهپوست
noun feminineWant als ik 's ochtends opsta en in de spiegel kijk, dan zie ik een zwarte vrouw.
بخاطر اینکه وقتی من صبح بیدار میشم و به آینه نگاه میکنم، یه زن سیاهپوست میبینم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zwarte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zwarte" با ترجمه به فارسی
-
کاج سیاه ژاپنی
-
زاغ درختی دمپارویی سیاه
-
کرگدن سیاه
-
وانگای برنیه
-
سیاهدانه
-
موش صحرایی سیاه
-
فریباماهی سیاه
-
دریای سیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن