ترجمه "barometer" به فارسی

بارومتر, فشارسنج, هواسنج بهترین ترجمه های "barometer" به فارسی هستند.

barometer noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • بارومتر

  • فشارسنج

  • هواسنج

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " barometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "barometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

هیچ نمونه‌ای یافت نشد، لطفاً یکی را اضافه کنید.