ترجمه "bryst" به فارسی

سینه, پستان, صدر بهترین ترجمه های "bryst" به فارسی هستند.

bryst noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • سینه

    noun neuter
  • پستان

    noun

    دو یا چند غده ٔ بزرگ بر سینه ٔ جانوران پستاندار

  • صدر

    noun
  • صندوق

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bryst " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bryst" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه