ترجمه "dyr" به فارسی

جانور, جانوران, ǧānvar بهترین ترجمه های "dyr" به فارسی هستند.

dyr adjective noun neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • جانور

    noun
  • جانوران

    noun
  • ǧānvar

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جانداران
    • جانوری
    • حس و حرکت
    • حیوان
    • حیوانی
    • ḥayvān
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dyr " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dyr
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • جانوران

    noun

عباراتی شبیه به "dyr" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dyr" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه