ترجمه "feil" به فارسی

خطا, عدم موفقیت بهترین ترجمه های "feil" به فارسی هستند.

feil adjective noun adverb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • خطا

    KMail støytte på ein kritisk feil og vert no avslutta. Feilen var: %

    KMail ، با یک خطای وخیم مواجه شد والان پایان می‌یابد. خطا این بود: %

  • عدم موفقیت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " feil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "feil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه