ترجمه "fordi" به فارسی

بدلیل, برای اینکه, زیرا بهترین ترجمه های "fordi" به فارسی هستند.

fordi conjunction
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • بدلیل

    conjunction
  • برای اینکه

    conjunction

    Fordi for meg, for å smelte B saman med E,

    چون برای اینکه من بتوانم B را E متصل کنم،

  • زیرا

    conjunction

    Dokumentet vert starta i presentasjonsmodus fordi fila ba om det. Tillèt du det?

    سند در حالت ارائۀ راه‌اندازی می‌باشد ، زیرا پرونده ، آن را درخواست کرد

  • ترجمه های کمتر

    • چون
    • چونکه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fordi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fordi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه