ترجمه "kvit" به فارسی
سفید, sefid, سپید بهترین ترجمه های "kvit" به فارسی هستند.
kvit
adjective
دستور زبان
-
سفید
nounEg kjenner berre to typar vin — raud og kvit.
من دو نوع شرب می شناسم - قرمز و سفید.
-
sefid
-
سپید
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سِفيد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kvit " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "kvit"
عباراتی شبیه به "kvit" با ترجمه به فارسی
-
گویچه سفید
-
شکلات سفید
-
کوتوله سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن