ترجمه "sensor" به فارسی

حسگر ترجمه "sensor" به فارسی است.

sensor noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی نی‌نُشک-فارسی فرهنگ لغت

  • حسگر

    Systemvakt-appleten støttar ikkje vising av denne sensortypen. Vel ein annan sensor

    برنامک KSysGuard ، از نمایش این نوع حسگر پشتیبانی نمی‌کند. لطفاً ، حسگر دیگری انتخاب کنید

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sensor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "sensor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sensor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه