ترجمه "oncle" به فارسی

عمو, خالو, دائی بهترین ترجمه های "oncle" به فارسی هستند.

oncle noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اوکیتایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمو

    noun
  • خالو

    noun
  • دائی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oncle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Oncle
+ اضافه کردن

اوکیتایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عمو

    noun
اضافه کردن

ترجمه های "oncle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه