ترجمه "beneg" به فارسی
پس, پشت بهترین ترجمه های "beneg" به فارسی هستند.
beneg
-
پس
adjective conjunction noun adverbKanian nen binmuat la ra, sikatoy dinmukol ed bandad beneg na baloto, akadanganan, tan naugip.
پس از ترک ساحل، او در عقب قایق دراز کشیده، سرش را بر بالشی گذاشت و به خوابی عمیق فرو رفت.
-
پشت
noun adpositionBinasa tan sinulatan da ni ingen imay form ed beneg na imbitasyon.
آنان دعوتنامه را خواندند و حتی فرم پشت دعوتنامه را پر کردند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beneg " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن