ترجمه "lima" به فارسی
دست, پنج, دست بهترین ترجمه های "lima" به فارسی هستند.
lima
-
دست
nounSinga bilang, pigan lasus ya abitla ed Biblia so lima.
برای نمونه در کتاب مقدّس صدها بار از واژهٔ دست استفاده شده است.
-
پنج
numeralDIAD apalabas a duamplo tan lima a taon, wala so makapadinayew ya adiskobre na saray arkeologon Israeli.
حدود بیست و پنج سال پیش باستانشناسان اسرائیلی به کشف خارقالعادهای نایل آمدند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lima " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lima
-
دست
nounابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی
▪ Kasin Nanenengneng Moy Lima na Dios ed Bilay Mo?
▪ آیا دست خدا را در زندگیتان میبینید؟
اضافه کردن مثال
اضافه کردن