ترجمه "Mata" به فارسی

چشم, چشم بهترین ترجمه های "Mata" به فارسی هستند.

Mata
+ اضافه کردن

پامپانگایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun interjection

    عضو بارز حس بینایی

    23 Dapot nung ing mata mu marok ya, ing mabilug mung katawan kumatmu yang dalumdum.

    ۲۳ ولی اگر چشم تو پلید باشد، تمامی بدن تو آکنده از تاریکی خواهد بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه با املای جایگزین

mata
+ اضافه کردن

پامپانگایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشم

    noun

    23 Dapot nung ing mata mu marok ya, ing mabilug mung katawan kumatmu yang dalumdum.

    ۲۳ ولی اگر چشم تو پلید باشد، تمامی بدن تو آکنده از تاریکی خواهد بود.

اضافه کردن

ترجمه های "Mata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه