ترجمه "boto" به فارسی

قایق, کشتی بهترین ترجمه های "boto" به فارسی هستند.

boto
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • قایق

    noun

    E hòmbernan a traha desesperadamente pa maniobrá e boto, pero e tormenta tabata demasiado fuerte.

    آنان تلاش میکردند قایق را هدایت کنند ولی حریف توفان نمیشدند.

  • کشتی

    noun

    Nan a kita for di trabou, bende nan boto i a muda bai México.

    سپس، از کار خود استعفا، زندگی در کشتی را رها و به مکزیک نقل مکان کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "boto" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "boto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه