ترجمه "buska" به فارسی
جستجو, جستجو کردن بهترین ترجمه های "buska" به فارسی هستند.
buska
-
جستجو
nounPero el a sigui buska i bati te ora un porta a habri.
با این حال، پیوسته به جستجو و کوبیدن ادامه داد تا این که دری به رویش باز شد.
-
جستجو کردن
verbDespues di mi eksperensia ku Chloe, mi a buska e skrituranan pa versonan ku ta menshoná mandamentunan i amor.
بعد از تجربۀ من با کلوئی، من کتاب های مقدّس را جستجو کردم برای فرامین و عشق.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buska " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن