ترجمه "drenta" به فارسی
درآمدن, وارد شدن, ورود بهترین ترجمه های "drenta" به فارسی هستند.
drenta
-
درآمدن
Verb -
وارد شدن
□ Kico nos tin cu haci pa drenta den e descanso di Dios?
□ برای وارد شدن به آرامی خدا چه باید بکنیم؟
-
ورود
nounOra e cincu bírgennan bobo a regresá, tabata muchu lat pa nan drenta.
هنگامی که پنج باکرهٔ نادان از راه رسیدند دیگر برای ورود به جشن عروسی دیر شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drenta " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن