ترجمه "empleado" به فارسی

مأمور, کارمند بهترین ترجمه های "empleado" به فارسی هستند.

empleado
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • مأمور

    adjective noun

    AFRIKA: Na 2013, un 22.000 empleado públiko di Suráfrika a ser akusá di korupshon.

    آفریقا: در سال ۲۰۱۳، تقریباً ۲۲٬۰۰۰ مأمور اداری دولت در آفریقای جنوبی به فساد اداری متهم شدهاند.

  • کارمند

    noun

    El a sirbi su tata mescos cu un empleado ta sirbi su doño di trabou.

    خدمت او به پدرش بیشتر به مثابه خدمت کارمند به کارفرما بوده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empleado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "empleado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه