ترجمه "fresku" به فارسی
اخیر, تازه, هزات بهترین ترجمه های "fresku" به فارسی هستند.
fresku
-
اخیر
adjective -
تازه
adjectiveTertuliano a remarká ku den un esfuerso pa kura epilepsia, algun pagano tabata bebe sanger fresku.
تِرتولیانوس اشاره میکند که برخی از مردم برای معالجهٔ بیماری صرع خون تازه مینوشیدند.
-
هزات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fresku " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن