ترجمه "huma" به فارسی

دود, دود کردن بهترین ترجمه های "huma" به فارسی هستند.

huma
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • دود

    noun

    E dònderbos a bula, i huma di fòsfòr a yena e espasio i e kapia.

    ترقّه ترکید و دود گوگرد سالن مجاور نیایشگاه را پُرکرد.

  • دود کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " huma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "huma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه