ترجمه "museo" به فارسی

موزه ترجمه "museo" به فارسی است.

museo
+ اضافه کردن

پاپیامنتو-فارسی فرهنگ لغت

  • موزه

    noun

    17 Claramente, Bijbel no tabata algu cu a permanecé como un simpel obheto di exhibicion pa museo.

    ۱۷ واضح است که استوار ماندن کتاب مقدس صرفاً به این خاطر نیست که به صورت شیئی در موزه قرار بگیرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " museo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "museo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه